بهرادبهراد، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 1 روز سن داره

بهراد بهترین هدیه خداوند

اولين تنهايي با پسرم

تا چند ساعت ديگه شوشو با ماشينش ميره اروميه به خاطر مامان بزرگش كه خيلي برامون عزيزه مجبوره من و بهراد رو 2 روزي تنها بذاره خيلي سخته چون ما هيچوقت بدون بابا سجاد نبوديم و اين اولين باره اونم ناچاراً بايد بره چون مامان بزرگش(مامان باباش) تو وضعيت خيلي بدي قرار داره شايد اين آخرين ديدارش باشه من دعا ميكنم خوب بشه ولي ديگه همه چيز دست خداست. توي اين دو روز نميدونم بدون سجاد با اين وروجك چيكار كنم . ماشاا... اينقدر شيطون و با مزه و شيرين و هرچي كه فكرش رو كنيد شده و بايد باهاش كنار اومد. خونمونم تعميرات داره كه غوزه بالا غوز فكر كنم اين دور بايد مثل اين كارگرها حسابي خونه رو آب و جارو كنم شده بازار شام. همه جا رو خاك گرفته و اين منو خيلي...
13 دی 1391

اولين يلدا با بهراد

روز چهارشنبه من مرخصي گرفتم تا هم يه استراحتي به خودم دادم باشم و هم بهانه‌اي باشه براي تداركات شب يلدا. البته ناگفته نماند من براي اينكه عدالت برقرار بشه شب قبلش به خونه پدرم رفتم و يلدا رو يكروز جلوتر با خانواده‌ام برگزار كرده باشم و روز يلدا هم به خونه باباي همسر رفتيم. نميگم خيلي خوش گذشت نميدونم چرا يلداي سال 89 بيشتر به من خوش گذشت آخه من زياد از شلوغي خوشم نمياد پسرم بهراد هم به خودم رفته تا يه كم دورش شلوغ ميشه ناآروم ميشه. بگذريم من كه عشق دسر و هنرهاي ديگه رو دارم شب يلدا باز هم بهانه‌اي شد كه دست به كار بشم البته همه ميدونن كه من روزهاي عادي هم دست از اين هنرمنديم برنميدارم چند نوع دسر و بيسكويت درست كردم دسر مخصوص...
5 دی 1391

چاپ عكس رايگان

دوستان عزيز، مامانا و باباها، بهراد جان من هم عضو سايت عكس پرينت شد. از شما دوستان تقاضا دارم با عضويت در اين سايت 10 عكس مجاني جهت چاپ هديه بگيريد. روي لينك زير كليك كرده و با ارسال ايميل‌تان به راحتي عضو شويد.       http://axprint.com/Signup/?IN=122458RG ...
4 دی 1391

چاپ عكس رايگان

دوستان عزيز، مامانا و باباها، بهراد جان من هم عضو سايت عكس پرينت شد. از شما دوستان تقاضا دارم با عضويت در اين سايت 10 عكس مجاني جهت چاپ هديه بگيريد. روي لينك زير كليك كرده و با ارسال ايميل‌تان به راحتي عضو شويد. http://axprint.com/Signup/?IN=122458RG ...
4 دی 1391

اولين يلدا با بهراد

روز چهارشنبه من مرخصي گرفتم تا هم يه استراحتي به خودم دادم باشم و هم بهانه‌اي باشه براي تداركات شب يلدا. البته ناگفته نماند من براي اينكه عدالت برقرار بشه شب قبلش به خونه پدرم رفتم و يلدا رو يكروز جلوتر با خانواده‌ام برگزار كرده باشم و روز يلدا هم به خونه باباي همسر رفتيم. نميگم خيلي خوش گذشت نميدونم چرا يلداي سال 89 بيشتر به من خوش گذشت آخه من زياد از شلوغي خوشم نمياد پسرم بهراد هم به خودم رفته تا يه كم دورش شلوغ ميشه ناآروم ميشه. بگذريم من كه عشق دسر و هنرهاي ديگه رو دارم شب يلدا باز هم بهانه‌اي شد كه دست به كار بشم البته همه ميدونن كه من روزهاي عادي هم دست از اين هنرمنديم  برنميدارم چند نوع دسر و بيسكويت درست كردم دسر...
3 دی 1391

اولين محرم با بهراد

شايد بگين چرا اينقدر دير عكس بهراد رو گذاشتم چون اين عكسا توي دوربين عمه سارا بود و چند روز پيش ازش گرفتم بنابراين دست عمه جون بهراد درد نكنه عمه جون دوستت دارم چون من عجيب در اونروز دوربينم رو فراموش كردم كه بيارم خونه عمه سارا. آخه نذري داشتن البته نذري براي عمه منيژه عمه بزرگ بهراد ولي توي خونه عمه سارا درست شد به هر حال اميدوارم كه قبول باشه.و هر چي از خدا ميخوان بهشون بده.آمين ...
3 دی 1391

اولين محرم با بهراد

شايد بگين چرا اينقدر دير عكس بهراد رو گذاشتم چون اين عكسا توي دوربين عمه سارا بود و چند روز پيش ازش گرفتم بنابراين دست عمه جون بهراد درد نكنه عمه جون دوستت دارم چون من عجيب در اونروز دوربينم رو فراموش كردم كه بيارم خونه عمه سارا. آخه نذري داشتن البته نذري براي عمه منيژه عمه بزرگ بهراد ولي توي خونه عمه سارا درست شد به هر حال اميدوارم كه قبول باشه.و هر چي از خدا ميخوان بهشون بده.آمين ...
3 دی 1391